Don't be afraid to love Don't be afraid to love someone totally and completely love is the most fulfilling and beautiful feeling in the world Don't be afraid that you will get heart or that the other person won't love you
از عاشقی نترس!
نترس از اینكه عاشق شوی
با دل و جان
عشق خشنود كننده ترین
و زیباترین احساس دنیاست
نترس از دل آزرده شدن
یا اینكه طرف مقابل به تو عشق نورزد...
"شوتر"
چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 16:35
تمام حرف هایم بی معنی است;
تمام نوشته هایم ناقص است;
کسی ، درکــــم نخواهد کرد;
با این حال ، مینویسم…
مینویسم ، تا شاید…
تا شاید ،
روزی با آمدنت همه چیز درست شود.
تا شاید
با آمدنت همه ، معنــی نوشــــــــته هایم را بفهمند.
تا شاید همه درک کنند ، که چقدر تـــــــــــــــــو را دوست دارم.
برایم از تو چه ماند ...غم بود و جدایی...شبا که به اسمون نگا میکنم به
اندازه تمام ستاره ها دلم میگیره امروز با خودم یه کم فکر کردم اما به جای
نرسیدم....!!
کاش کنارم بودی تا منم خوشبختی رو حس میکردم لمس میکردم اما نشد. چرا؟
نمیدونم کجای امروز تمام کوچه های خلوت دلمو تنها بی کس دنبالت گشتم اما
نبودی!
دستام هم خالی شدن هم سرد.................!!
از تو فقط یه سنگ برام مونده که عکست با اون چشای پر مهرت روش حک شده.......!
همین بود تنها حرف دلم..........!
سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 21:2
گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ،
كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...
كه وقتی تو اوج تنهایی هستی ،
با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش ! هستی !؟
دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 18:24
می خواهم تمام احساسات کهنه ام را بفروشم! بفروشم به دوره گرد توی خیابان! و به جایش نمک بگیرم... برای زخمهایی که تو باقی گذاشتی..
من همینم!
نه چشمان آبی دارم
نه کفش پاشنه بلند
...کتانی میپوشم!
روی چمن ها غلت میزنم
نگران پاک شدن رژ لبم نیستم
...خالصانه همینم!
مرا اینگونه اگر میخواهی،
بسم الله...!
یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 0:57
شب خوابیدی تو تختت هی غلت میخوری... بعد گوشیتو بر میداری مینویسی "خوابم نمیبره"..... سرد میشی...یغض میکنی..... میبینی هیچکسو نداری که واسش اینو بفرستی..... تنهایی سخته...خیلی... و سخت تر از اون اینه که خودت بخوای تنها باشی تا کسی تنهات نذاره و درد نکشی...
یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 0:49
نفس کشیدن رو دوست دارم گاهــــــــــــ ـــی....
گاهش رو فقط تــــــو می دونی و مــــــــــــن. .....
کاش گفته بودی ...
موج نگاهت از دریای هوس برمی خیزد...
تا تن به تو بسپارم...
نـــه دل...
شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 14:50
این روزها اشکهای زیادی مُتـــــــولد می شوند از چشمانم تا به گونه هایم می رسند لای پارچــــــه ای می پیچمشان ... مسبب گریه ی من پدرشـــــان محسوب می شود دیگر ...!!! . . من با این همه بچــّــــه چکار کنم ...؟!! بَرگــــــــَــــــــــرد
خودت خواستی بری باشه ولی کاش نجابت عشقم درک کرده باشی کاش ...باشه این اخرش وقت وداستدلم میلرزه دستام میلرزه ولی باشه بهت نه نمیگم میرم من که باید از این خاک برم میرم شایدم زودتر باشه عشقت تو قلبم خاک میکنم ولی بعدش دلمم تو همین جا همین لحظه خاک میکنم میشم از سنگ هیچ کسی باور نمیکنم هیچ عشقیو نه باور دارم نه خواهم داشت من یه بچه بودم دلم پر از مهر بود پر از محبت کاش میشد از دنیا برم تا هیچ دلتنگی در کار نبود خدایا ببر منو
خداحافظ برای همیشه
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 0:22
دلگیر که می شوم گاهی ، دلم گیر می شود از تو .
دلم غرق دلهره می شود و شبی باز دلارام می شوی
جا مانده ام ، دور رفته ای ...
زیبای من!
یادت نرود زود برگردی !
که بی تابی دلم را میان هزار شب تنهایی کشت
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 0:20
در دلم هيچ کس شبيه خاطره نيست؛
پر ميشوم از نقطه چيـ ـ ـ ـ ـن کسي که در آغوش خلوتش ...
نفس می کشم نبودنت را نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم …
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده…
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه به هزار در
نکند یاد آغوشت بیفتم …
جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 1:12
یکبار خواب دیدن تو،به تمام عمر می ارزد
پس نگو!
نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست
قبول ندارم!
گرچه به ظاهر جسم خسته است،
ولی دل دریایی است...
تاب و توانش بیش از اینهاست
دوستت دارم
و تاوان آن هر چه باشد،باشد
دوستت خواهم داشت، بیش از دیروز
باکی ندارم از هیچ کس و هر کس
که تو را دارم عزیز!!
جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 1:11
!آنقدر انتظار می کشم،تا دفتر نقاشی ام تمام شود
جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 1:10
یک مترسک خریده ام .
عطر همیشگی ات را به تنش زده ام در گوشه اتاقم ایستاده درست مثل توست ،
فقط اینکه روزی هزار بار
از رفتنش مرا نمی ترساند
پنجره ای نشانم دهيد تا من برای هميشه نگاه منتظر پشت آن باشم.
پنجره ای نشانم دهيد.
من خانه ای دارم با چهار ضلع بلند آجری
روشنايی خورشيد را از ياد برده ام
آسمان پر ستاره را نيز.
پنجره ای نشانم دهيد.
پنجره ای كه پرواز گنجشكان را از پشت آن تماشا كنم
و خوشبختی مردمان را و گذر فصلها را.
در كوچه ما خانه ها را بی پنجره می سازند
گهگاهی دلم می گیرد بیشتر وقت غروب...
آن زمانی که خدا نیز پر از تنهایی است...
و اذان در پیش است...
من وضو خواهم خواست...
که تو تنها نشوی...و دلت پر ز خوشیهای دمادم باشد...
و خدا پنجره باز اتاقت باشد..
دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱
نوشته شده توسط تنها در ساعت 22:54
من زانو هایم را در آغوش کشیده بودم ....
وقتی تو برای آغوش دیگری
زانو زده بودی.....
نفست چقدر شبیه مردمک چشمم دودو … می زند
ترسیده ای ؟
خسته ای شبیه خودم؟
و هراسان شبیه ثانیه ها
سنگین مثل دقیقه ها و ساعتها را…
راستی قولهایت را به چه قیمت به عبور زمان فروخته ای؟
من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام
خودم را به خواب نبودنت می زنم
چشمهایم چقدر چرت می زنند
میان لالائی حقیقت
کجای این نبودنها
به بودنم می خندی
روزای دلخوشی بی تو سر اومده
تو نیستی و من پیرم در اومده
من دورم از تو و
این غصه که کم نیست
هی گریه میکنم دست خودم که نیست
هی فکر میکنم به چشمای تو
هیچ وقت نمیرسه هیشکی به پای تو
خداحافظ رفیق خوب دیروزی
دیگه خوشبخت،خوشبختی
به پای من نمیسوزی
خداحافظ تو که میری از این غربت
حلالم کن اگه بد بودم این مدت
خداحافظ به این زودی بدون من تو نابودی
خداحافظ که از اول تو هم یک اشتباه بودی
حلالت میکنم هرچی ازم داری
یه دنیا رو به این دستا بدهکاری
حلالت میکنم دنیای دیروزم
حلالت میکنم هرچند میسوزم
سلام به دوستای گلم من تنها هستم اهل کجا بیخیال مهم اینه که هستم راستی پروفایلم فعاله!!!!! ممنون از اینکه به وبلاگم اومدید امیدوارم مطالب براتون مفید و جالب باشه نظر یادتون نره و هر لحظه منتظر نگاه های زیباتون هستم به گروه من که عاشقم با عنوان جدید دلنبند که تش تلخیه بیاید https://telegram.me/joinchat/Ci1h9z0qEEz7vMLfVsTETQ ----------------------------- مجــــازی هستیم امــــا دلمــــــان مجازی نــــیست میشکند حواست به تایــــپ کردنت باشــــد! ----------------------------- ما دوتن مغرور
هر دو از هم دور
وای درمن تاب دوری نیست
ای خیالت خاطرمن را نوازش بار
بیش ازاین درمن صبوری نیست
بی تو من تنهای تنهایم
من به دیدار تو می آیم... ----------------------------- اینجا که من رسیده ام … ته دنیای بدون تو بودن است!! همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم! ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام! خوب تماشا کن… دلم هم تنگ نشده! یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم … تو باش و دل من و همه فریادهایی که … ----------------------------- آنقــدر فـــریـــادهـــایـمــ را سکــوتـــ کـــردمــ...
کـــه اگـــر بــه چشمـــانــمــ بنگـــری،
کـــــــــــــر میشـویــ.... ----------------------------- منتظرتـ هستمـ! تا بار دگر، دستهایـ مرا بهـ معراجـ شانهـ هایتـ، ببریـ! انتظار دیدارتـ، هنوز با منـ است! سختـ و کشندهـ!! -----------------------------
آســـاטּ
نیـــست
در پـــس / خنـــــده هاےمصنوعــے /
گریـھ هاے دلتـــ♥ـــ را
در بـــے پــناهـــیت
در پشـــت هـــزاران دروغ
.
.
.
پـــــــنهاטּکنـــــے ----------------------------- با "هیچ کس نبودن "بهتراست از حضور اشتباه درکنار کسی بودن ----------------------------- روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو
چشــــم می کشم و دهانی که بخندد
به این همه تنهایی و انتـــظار ...
این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ
و تکه ذغالی که خطــــ می کشد
نیامدنتـــــــــ را ... ---------------------------- سـ ــکوتــ مے کنمــ و بهـ چشمآنـ ـم اجازهـ مے دهـ ـم تآ فریآد بزننــ ـد... و تـو مجبـ ـور مے شویــ گوشهآیتــ رآ محکمـ بگیرے ! تآ فریآد احسـ ـ ـ ـآس منــ پرده ے ِ وجدآنـ ـتــ رآ پآرهـ نکنــد... -------------------------- همیشـﮧ یادمـوטּ باشـﮧ ازاومدن یـکـے تو زندگیموטּذوق مرگ نشیم تا وقتے تنهاموטּ گذاشت و رفت دِق مرگ نشیم -------------------------- تنـهــــــــایی ... تقــــدیر مــن نیـــست ... تــرجــــیــح منـــــه ... ------------------------- روی تکه ای از بدنم برای او می نویسم که همیشه و همه جا با او باشم تا او شاد باشد. همان کسی که تنها عشق زندگی من است تا زمانی که قلبم از کار بایستد. ------------------------- از مرگ میترسم فقط بخاطر اشک های مادرم..... ------------------------- جــآی פֿـآلـیَـت را بآ فــَرض پــُر کـرבه ام حــَرآمــَش بـآב آنـکـــــ ﮧ پـُر کــرב جــآے مــَرآ ------------------------- تک درختم سوخت بذ ار جنگل بسوزد