سکوت کردم
و این نگاه معصومانه ی تو بود که بر قلبم شلاق می زد
سکوت کردم
خندیدی و باز نگاهم کردی
سکوت کردم
و این چشم های بی همتای تو بود که من را فریفته خود کرد
و این تپش های قلب من بود که با تمامی وجود سکوتم را شکست
عاشقانه فریاد زد:بمان...!
بمان!
همیشه عاشق بمان...همیشه مجنون بمان